تبليغاتX
وبلاگ مذهبی اعتقادی محمود صانعی

نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می شناسند که چیست نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده «عقل» تکرار را نمی پسندد: اما «احساس» تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است و طبیعت را از تکرار ساخته اند: جامعه با تکرار نیرومند می شود، احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت، احساس، و جامعه هر سه دست اندرکارند. نوروز که قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن رو هست که این قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا بک جشن تحمیلی سیاسی نیست. جشن جهان است و روز شادمانی زمین و آسمان و آفتاب و جشن شکفتن ها و شور زادن ها و سرشار از هیجان هر «آغاز». جشن های دیگران غالباً انسان را از کارگاه ها، مزرعه ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغها و کشتزارها، در میان اتاق ها و زیر سقف ها و پشت درهای بسته جمع می کند: کافه ها، کاباره ها، زیر زمین ها، سالن ها، خانه ها ... در فضایی گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل های کاغذی، مقوایی، مومی، بوی کندر و عطر و ... اما نوروز دست مردم را می گیرد و از زیر سقف ها و درهای بسته فضاهای خفه لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه ها، به دامن آزاد و بیکرانه طبیعت می کشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب لرزان از هیجان آفرینش و آفریدن، زیبا از هنرمندی باد و باران، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر از بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه های شسته، باران خورده پاک و ...  نوروز تجدید خاطره بزرگی است: 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 3 فروردین1387ساعت 19:25  توسط محمود صانعی  | 
چندی پیش وبلاگ یکی از همشهریان (نسل دیجیتال) اقدام به ارائه مطالب موهن و افراطی تحت عنوان مبارزه با خرافات نمود. مطالبی که در زیر می آید نگاهی است بسیار کوتاه و اجمالی به مطالب مذکور:

بسم الله الرحمن الرحیم

ن و القلم و مایسطرون

به نام خدای اندیشه و قلم

نویسنده محترم وبلاگ نسل دیجیتال، بر آن نبودم تا در نظرگاه نقد مطالب به ظاهر مدرن و امروزین شما برآیم. لکن سخنان سخیفانه و عاری از ارزش علمی شما مرا برآن داشت تا چند خطی از برای اندیشه سرگردان و کوچه گرد شما بنگارم. لذا به حکم اندیشه و تعقل ذکر نکات زیر خالی از لطف و نیکویی نیست:

اول، آن که ساختار نگارش مطالب جنابعالی از وجاهت علمی لازم برخوردار نبوده و بیش از آن که منتقد خرافه باشد، خود با سخنان کم وزن و بی اعتبار خرافات کلامی را دامن میزند. شاهد این مدعا تعبیری است که بر نقد یک داستان، - که البته به نظر من نیز خلاف عالم واقع است-  نگاشته اید: آنجا که نوشته اید:

 

جز اينکه بگوييم : اونجای پدر آدم دروغگو ؟؟!!!

 

دوم، آن که به حکم ادب بایستی جانب حرمت اندیشمندان را ولو آن که مورد تأیید ما نباشند، نگاه داشت. توهین و فحاشی شما به مجلسی، اساعه ادبی است بس سترگ و کریه المنظر. سخن آن نیست که بر مجلسی انتقادی روا نیست، بلکه بایستی در نقد افکار عالمانه سخن راند. نه آن که از سر ناپختگی و جهالت، افسار اشتر سرکش جهالت را به دست ساربان چرند سرایی سپرد.

 

و آخر، آن که کسی اجازه اظهار نظر در باب خرافه های وارد آمده بر مذهب را دارد که اندکی بر مواضع و دیدگاههای دین و مذهب آگاه است. این جمله منتقدانه جنابعالی مبرهن این نکته است که اندک اطلاعی از آیات قرآن ندارید: آنجا که در وصف جماعت سنت گرا و خرافی چنین داد سخن داده اید:

انسان هايی که معتقدند اگر خدا نخواهد برگی از درخت نخواهد ريخت !

دیجیتالی عزیز نامی زیبنده بر خود نهاده ای، چرا که چونان روبوتهای دیجیتالی بدون فکر و تعقل انسان مدار، نرد سخن می رانی. اندکی تفکر کافی می بود تا نیک دریابی که اگر خدا نخواهد برگی از درخت نخواهد ريخت:

وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَيَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلَّا فِي کِتَابٍ مُبِينٍ   ﴿انعام 59 ﴾

و کلیدهاى غیب ، تنها نزد اوست .جز او[ کسى ]آن را نمى داند، و آنچه در خشکى و دریاست مى داند، و هیچ برگى فرو نمى افتد مگر[ اینکه ]آن را مى داند، و هیچ دانه اى در تاریکیهاى زمین ، و هیچ تر و خشکى نیست مگر اینکه در کتابى روشن[ ثبت ]است.

 

پس سخن کوتاه بايد والسلام     

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 11:13  توسط محمود صانعی  | 

حتی مرگ علی درد دارد. امشب .... بر پیروان علی! پیروان علی! این چه مصیبت بزرگتری است. پیروان علی که هم مثل بنی امیه تویشان است و هم مثل ناکثین و طلحه و زبیرها و جملی ها، هم فکر و هم دینها و همراه هایی که به خاطر غرض و خودخواهی خیانت میکنند، و هم مثل خوارج، عوام متعصبی که جهت را گم کرده اند و جیره خوار و نشخوار کننده های کلماتی هستند که دشمنان به حلقومشان میریزند. و پیروان علی! جامعه شیعه! و این یک رنج بزرگتر علی است. علی بعد از مرگش حیاتی بارور تر از دوره زندگیش دارد. و علی بعد از مرگش رنجی و رنجهایی بزرگتر از پیش از مرگش دارد. و او رنجهای بعد از مرگش ما هستیم. ما!

اگر به شمشیر آن متعصب ساده دل و بی شعور و ناآگاه و آلت دست خارجی کشته شد و توانست بگوید: «فزت و رب الکعبه»، به خدای کعبه دیگر نجات پیدا کردم، از رنج ما هنوز نجات پیدا نکرده است. از رنج انتصاب او به ما و از رنج انتصاب ما به او. برای رنج او یک کاری بکنیم. و برای تخفیف دردهای او یک کاری بکنیم. و میدانیم چه کار باید کرد. امروز اگر کسی بگوید معلوم نیست چه کار باید کرد، نمیدانیم چه کار میتوانیم بکنیم، نمیدانیم چه خدمتی میتوانیم بکنیم، به خودش دروغ گفته و به مردم. و یا به هر دو. هر کسی بیش و کم میداند که چگونه میتوان کاری کرد و خودش چه کاری میتواند بکند.

و امشب شبی است که به هر حال، همراه با درد است. همراه با سوگ است. همراه با رنج است. نه سوگ علی. سوگ خودمان. و همراه با یک خاطره ای است که به هر حال تمام روح را به آتش میکشد.(دکتر علی شریعتی)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مهر1386ساعت 12:33  توسط محمود صانعی  | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 شهریور1386ساعت 11:5  توسط محمود صانعی  | 
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 18:26  توسط محمود صانعی  | 
+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 21:57  توسط محمود صانعی  | 
+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 14:13  توسط محمود صانعی  | 

بدون تردید مسئله حجاب و پوشش مسئله ای است که نتها از بدو ورود اسلام بلکه قبل از آن نیز در نزد ایرانیان از جایگاهی پرمرتبت برخوردار بوده است. پس از ورود اسلام نیز حسب حکم آسمانی حجاب ایرانیان همواره در نکوداشت این موهبت آسمانی در نهایت جد و جهد کوشیده اند و حدود و ثغور آن را به تمام و کمال بجای آورده اند.

مع الاسف  گذشته معاصر ایران چون گذشته دور عنایت درخور شانی  به این حکم آسمانی مبذول نداشت و متاسفانه مبانی فلسفی این حکم بی بدیل مورد غفلتُ تساهل و تسامح قرار گرفتند.

وعده آن داده بودیم تا از ادبیات کهن فارسی نمونه بر مدعای خویش بیابیم. ذیلا غزلی از سعدی را در همین شان و مرتبت به عنوان مشتی نمونه خروار می آوریم:

دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرتجرم بیگانه نباشد که تو خود صورت خویشجای خنده​ست سخن گفتن شیرین پیشتراه آه سحر از شوق نمی​یارم دادهیچ پیرایه زیادت نکند حسن تو رابارها گفته​ام این روی به هر کس منمایبازگویم نه که این صورت و معنی که تو راستراه صد دشمنم از بهر تو می​باید دادآن چنان سخت نیاید سر من گر برودغم آن نیست که بر خاک نشیند سعدی تا چو خورشید نبینند به هر بام و درتگر در آیینه ببینی برود دل ز برتکآب شیرین چو بخندی برود از شکرتتا نباید که بشوراند خواب سحرتهیچ مشاطه نیاراید از این خوبترتتا تامل نکند دیده هر بی بصرتنتواند که ببیند مگر اهل نظرتتا یکی دوست ببینم که بگوید خبرتنازنینا که پریشانی مویی ز سرتزحمت خویش نمی​خواهد بر رهگذرت

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 اردیبهشت1386ساعت 11:16  توسط محمود صانعی  | 
چندی پیش مقاله ای زیبا به قلم محقق ارجمند شهریار زرشناس پیرامون تحلیل تاریخی حجاب در تاریخ معاصر خواندم. شایسته دیدم ابتدا عین مقاله را منتقل نموده و سپس در وقت مناسب شرحی قیاسی بین ادبیات معاصر و کلاسیک در این مساله بنگارم:

عليه حجاب اسلامي(1)

نویسنده: شهريار زرشناس

منبع: باشگاه اندیشه 13/11/1383

  حجاب يا پوشش اسلامي يكي از دستورات حكيمانه و سعادت‌بخش دين مبين اسلام است كه از هنگام اسلام آوردن مردم ايران در دو قرن نخست هجري به گونه‌اي هميشگي و مستمر توسط اهالي اين سرزمين مورد پذيرش واقع شده و بدان عمل مي‌شده است. در واقع رعايت حجاب اسلامي در بين مسلمانان ايراني و كليت اين جامعه از جمله عوامل مهم پاسداري از شأن و كرامت انساني زنان و رعايت سالم حقوق و حدود در روابط ميان مردان و زنان بوده است.

امواج مهاجم استعمار بورژوايي و شكل تقليدي آن در ايران يعني غرب‌زدگي شبه مدرن دلايل متعددي  براي مخالفت با حجاب اسلامي خانم‌ها داشت: اولاً حجاب زن مسلمان هويت‌بخش و عزت‌آفرين بود و موجب مي‌شد زن مسلمان ايراني در برابر هجوم افكار و مدل‌هاي رفتاري بيگانه، گرفتار از خودبيگانگي و ضعف و بي‌هويتي و يا آلودگي نگردد. از اين رو از عوامل حفظ استقلال هويتي مردم ما بود و شبه‌مدرنيست‌ها كه سوداي وابستگي ايران را در سر داشتند، دل‌خوشي از آن نداشته و ندارند. ثانياً حجاب زن ايراني به عنوان لباس عفت و پاكدامني و ساده‌زيستي او موجب مصونيت زنان و حتي مردان مسلمان در مقابل هجوم مصرف‌زدگي و فرهنگ كالاي مي‌گرديد. از اين رو خود به خود راه را بر سيطره‌ي نظام سرمايه‌سالاري و تبعات آن مي‌بست.

استعمار غربي براي فتح بازار خريد مردم ايران نيازمند نابودي ساختار توليد سنتي و همچنين ساختار ساده و خودكفا و مستقل زندگي مردم ما بود. حجاب اسلامي، زن ايراني مسلمان و به تبع آن حتي مرد مسلمان ايراني را در مقابل گسترش فرهنگ مصرفي و كالازدگي و سرمايه‌سالاري محافظت مي‌كرد. ثانياً در جوامع مسلمان تحت سلطه‌ي امپرياليزم هر نوع تأكيد بر عناصر فرهنگ بومي و ملي مردمان چونان شمشير برنده‌اي عليه سياست‌ها و اميال استعمار مدرن غربي عمل كرده و مي‌كند. زيرا استعمارگران به دنبال تهي كردن و بيگانه ساختن مردم از هويت كلاسيك خود بوده‌اند تا آنان را اسير هويت تقلبي غرب‌زدگي شبه‌مدرن نموده و از كانال آن اين ملت‌ها را براي هميشه به خود وابسته نمايند. حجاب زن مسلمان در چنين وضعيتي حكم يك اسلحه‌ي نيرومندي براي جريان انقلابي و ضداستعمار را پيدا مي‌كرده است.

اساساً غربي‌ها به منظور برقراري سيطره‌ي تام و تمام و فراگير خود بر مقدرات تاريخي جوامع غيرغربي مي‌بايست كه نظام منسجم ارزش‌هاي ديني آنها را در هم شكسته و فرهنگ قلابي ظاهرگرا و دنيازده و به تعبيري شيطاني خود را جانشين آن نمايند و يكي از منفذها و روزنه‌هاي مقاومت اصيل فرهنگ خودي در جوامع اسلامي همانا حجاب زنان مسلمان بوده است كه آنان را از مدزدگي و شيئي شدگي و تبديل شدن به موجودي كالايي باز مي‌داشته است. از اين رو بود كه از آغاز برقراري سيطره‌ي فرهنگي ـ سياسي غرب‌زدگي شبه مدرن در ايران [پس از سقوط استبداد صغير و كسب قدرت توسط اعضاي لژ بيداري در سال 1327 ق] زمزمه‌اي شيطاني براي نفي و انكار حجاب و تخريب و تخطئه‌ي آن آغاز گرديد. به گونه‌اي كه تاريخ براي ما روايت مي‌كند از حدود سال 1329 ق مطبوعات منورالفكري جسته و گريخته اما به طور تقريباً مستمر حملات خود عليه حجاب اسلامي را آغاز كردند.

آن گونه كه از بررسي اسناد و مدارك تاريخي به دست مي‌آيد در سال 1303 ش در تهران سخن از «انجمن ضدحجاب» بوده است و به ويژه با اعلام كشف حجاب در افغانستان، در ايران نيز فعاليت‌ها و تهاجمات منورالفكران عليه حكم الهي حجاب بيشتر گرديد. البته اين امري كاملاً بديهي بود كه امپرياليزم غربي براي برقراري سيطره‌ي خود در ايران كه از مجراي حاكميت فرماسيون غرب‌زدگي شبه‌مدرن عملي مي‌گرديد، هدفي جز نابودي حجاب اسلامي و به تبع آن در هم شكستن هويت زن مسلمان ايراني را دنبال نمي‌كرد. باز هم طبيعي بود كه به ميزاني كه غرب‌زده‌ها و عوامل استكبار در ايران قدرت مي‌گرفتند و هم‌زمان با افزايش تهاجم آنها عليه دين و آئين هويت و اعتقادات و استقلال اين مردم، هجوم تبليغاتي و اعمال زور فيزيكي و سياسي عليه حجاب نيز بيشتر مي‌گرديده است. در اين بين روشنفكران شبه‌مدرنيست ايراني به عنوان كارگزاران اصلي بسط سيطره‌ي فرماسيون غرب‌زدگي و عمله‌ي دانسته يا نادانسته تحقق وابستگي ايران به نظام سرمايه‌داري جهاني، بيشترين نقش را در مبارزه عليه هويت ديني مردم و حكم اسلامي حجاب زنان بر عهده گرفته و مي‌گيرند.

در اين ايام در روزنامه‌ها و نشريات منفورالفكري شاهد هجوم تبليغاتي نسبتاً مداوم روشنفكران لائيك و ناسيوناليست عليه حجاب اسلامي هستيم. در اين هجمه‌ي ناجوانمردانه كه حتي قبل از مسلط شدن رضاخان و برقراري رژيم پهلوي در ايران، آغاز گرديد از همه‌ي صور فعاليت‌هاي ژورناليستي [اعم از درج مقاله يا انتشار سالانه و يا نشر هجويات و فكاهيات و به سخره گرفتن حكم الهي] استفاده مي‌گرديد.

از اين گونه اشعار مي‌توان به چند نمونه اشاره كرد. مثلاً عارف قزويني شاعر و تصنيف‌سراي متجددمآب و ناسيوناليست آن دوره در قطعه‌اي كه به سال 1336 ق(برابر با 1297 ش) عليه حجاب سروده چنين گفته است:

بفكن نقاب و بگذار در اشتباه ماند                        

تو بر آن كسي كه مي‌گفت رخت به ماه ماند

بدر اين حجاب و آخر بدرا زابر چون خود          

كه تمدن ارنيابي بي‌تو به نيم راه ماند

تو از اين لباس خواري شوي عاري و برآري           

 بدر همه گل سر از تربتم ارگياه ماند

 

عارف و شاعر سكولاريست عهد مشروطه در شعر ديگري به سال 1302 ش اين چنين عليه حجاب سخن دري كرده است:

ترك حجاب بايدت اي ماه رو مگير                  

در گوش وعظ و واعظا بي‌آبرو مگير

بالا بزن به ساعد سمين نقاب را                    

گر هر چه شد به گردنم آن را فرو مگير

 

در ادامه اين ابيات، به توهين و هتاكي عليه روحانيت پرداخته و باز عليه حكم آسماني حجاب سخن گفته است. از اين قبيل اشعار عليه حجاب در آثار ديگر شاعران شبه‌مدرنيست اين دوره نيز ديده مي‌شود.



نکته : تاریخ معاصر ایران کشف حجاب پوشش اسلامی حجاب اسلامی

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 فروردین1386ساعت 12:30  توسط محمود صانعی  | 
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 فروردین1386ساعت 11:21  توسط محمود صانعی  | 

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!

 

اي جاده هاي پر فراز و نشيب، زير پاي كاروان رام شويد و اي مركب هاي چمند و چموش، راهوار گرديد كه كاروان به كربلا بازگشته است! بگذاريد كه غبار خستگي با اشك چشمان حسرت زده ديدار شسته شود. كاروان به زيارت آمده است و براي شكوفه هاي زخم سوغات اشك آورده است. سلام بر تو اي سرزمين اندوه ها!

يك اربعين از گستاخي شمشيرها و نيزه ها مي گذرد. يك اربعين از لگدكوب شدن شكوفه هاي زخم، زير سم اسبان ستم مي گذرد، و اكنون كاروان به زيارت آمده است.

با سينه اي داغدار با كاروان زائران مزار شهداي كربلا هم نوا مي شويم

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اسفند1385ساعت 10:59  توسط محمود صانعی  | 

همايش «تقدير از چهره‌ي ماندگار مفاسد اقتصادي» از سوي جنبش عدالتخواه دانشجويي با همكاري بسيج دانشجويي دانشكده‌ حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران عصر سه‌شنبه در دانشگاه تهران برگزار شد.

به گزارش ايسنا، امير جليلي‌نژاد، دبير جنبش عدالتخواه دانشجويي در اين مراسم كه كنايه‌اي به فرار شهرام جزايري بود، طي سخناني، اظهار داشت: « در چند روز اخير تنها سوالي كه از ما مي‌شود اين است كه چرا در اين مراسم طنز به كار رفته است. اين جنبش سال‌هاست كه در بحث مفاسد اقتصادي، مبارزاتي را انجام داده اما آيا در اين وضعيت جز مطلب طنز چيز ديگري مي‌توان گفت؟ هنگامي كه تمام قوا جمع مي‌شوند و بعد از جلسات مختلف تصميم‌ مي‌گيرند يك مفسد اقتصادي را به جامعه معرفي كنند، بعد از نشان‌دادن سريال‌هاي متعدد از اين مفسد اقتصادي آن را به جامعه معرفي مي‌كنند و بعد حكم زندان و در آخر متوجه مي‌شويم كه وي فرار كرد است.»

وي ادامه داد: « نماد مفسد اقتصادي با دهن‌كجي فرار مي‌كند. آيا غير از منظر طنز مي‌توان به يك مفسد نگاه كرد؟ سابقه‌ مجموعه جنبش عدالتخواه در برخورد با مفاسد اقتصادي در اولين تجمعش در 15 آبان 1381 روبروي قوه قضاييه شروع شد و بعد از آن اجازه‌ ديدار با برخي مسوولان روساي قوه‌ قضاييه را پيدا كرده‌ايم.»

اين فعال دانشجويي با طرح اين پرسش كه آيا هنگامي كه نماد مفسد اقتصادي با فرار خود به مبارزان با مفاسد اقتصادي دهن‌كجي مي‌كند، مردم، ما را تمسخر نمي‌كنند؟ گفت: « آيا ما به عنوان دانشجو و جنبش دانشجويي مي‌توانيم به مردم بگوييم كه مبارزه با مفاسد اقتصادي دنبال مي‌شود؟ من به عنوان نماينده‌اي از جنبش دانشجويي مي‌گويم ما رويمان نمي‌شود ديگر به مردم بگوييم با مفاسد اقتصادي مبارزه مي‌شود.»

جليلي‌نژاد خاطرنشان كرد: « ما شهرام جزايري را نماد مفسد اقتصادي در رسانه‌ها مطرح كرده‌ايم ولي به راحتي فرار كرد و هنگامي كه مي‌خواهيم اعتراض كنيم با ايجاد فضايي، از نقد و انتقاد جلوگيري مي‌كنند. بنابراين با دوستان تصميم گرفتيم با برگزاري اين برنامه اين مسائل را در قالب طنز بيان كنيم.»

در اين مراسم علي خضريان، عضو شوراي مركزي اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه‌ها نيز اظهار داشت: « بحث مبارزه با مفاسد اقتصادي بعد از انقلاب و به طور مشخص بعد از سخنان مقام معظم رهبري در سال 79 مطرح شد كه گفتمان جديدي را در بين مردم ايجاد كرد كه ثمره‌اش همين گفتمان عدالت است.»

اين فعال دانشجويي ادامه داد: « امروز شش سال از فرمان رهبر انقلاب براي مبارزه با مفاسد اقتصادي مي‌گذرد ولي شاهديم كه در افكار عمومي،‌ مجلس ترحيم براي مبارزه با اين مفاسد برگزار كردند و تغييري در روند مبارزه با مفاسد در جامعه حس نشده است؛ يعني شما نمي‌توانيد فردي را پيدا كنيد كه اگر حقش در جامعه تضعيف شده باشد،‌ اين اطمينان در او وجود داشته باشد كه بتواند حق تضعيف‌ شده خود را بگيرد.»

وي ‌اظهار داشت: « سوال من از دولت و مجلس اين است كه در طول اين 9 سال،‌ در رابطه با مفاسد اقتصادي چه كردند؟»

خضريان،‌ اعتماد اجتماعي را سرمايه‌ گرانبهايي عنوان و خاطرنشان كرد: « شما اعتماد اجتماعي را از دست داديد من سوالم از مسوولان قضايي اين است كه چرا جلوي هدر رفتن اعتماد اجتماعي را نگرفته‌ايد؟ چرا زماني كه جزايري در زندان بود و گفته مي‌شود از مرخصي‌هاي بلندمدت استفاده مي‌كرد،‌ فردي كه به دليل بدهي ناچيزي در زندان بسر مي‌برد،‌ نمي‌توانست از اين امكانات استفاده كند.»

اين فعال دانشجويي در ادامه با طرح اين پرسش كه فلسفه وجود نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي در جامعه ما چيست؟ گفت: « پرونده‌اي با آبروي يك نظام گره خورده و كارآمدي يك دستگاه را حفظ مي‌كند، ‌در اينجا كارآمدي نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي كجا رفته است؟ چطور هنگامي كه يك تشكل دانشجويي،‌ تحصني را براي دفاع از حيثيت ملي در مقابل سفارتخانه‌اي برگزار مي‌كند،‌ سريع آنها را شناسايي مي‌كنند، اما نتوانستند دراين مورد كاري كنند؟»

وي با تاكيد بر اينكه جريان دانشجويي با وحدت،‌ مي‌تواند اجازه‌ي گريز از تيغ عدالت را ندهد، اظهار داشت: « عدالت‌خواهي نبايد مقطعي باشد،‌ از اين رو ما به پشتوانه‌ دانشجويان و جريان عدالت‌خواه دانشگاه‌ها، آمادگي خود را براي مبارزه با مفاسد اقتصادي اعلام مي‌كنيم.»

خضريان با انتقاد از رسانه‌ها مبني بر اينكه چرا به انتقادات و مبارزات جنبش دانشجويي با مفاسد اقتصادي توجه نمي‌كنند، افزود: « بر اين باورم كه كسي نمي‌تواند بگويد دانشجو تنها در دانشگاه درس بخواند و به شرايط اجتماعي‌اش توجه نداشته باشد؛ اما متاسفانه دانشجويان در دانشگاه بي‌دغدغه شده‌اند كه اميدوارم خداوند با پاك كردن نيت‌ها ما را در ادامه‌ راه كمك كند.»

مرتضي كيا مسوول بسيج دانشجويي دانشكده حقوق دانشگاه تهران نيز در سخناني با ادعاي اين‌كه پرونده‌هاي چندصد ميليارد توماني در بايگاني خاك مي‌خورند گفت: اما از آن سو طلبه‌ي سيرجاني به خاطر اعتراض به زمين‌خواري به سه ماه و يكروز زندان محكوم مي‌شود.

وي با انتقاد از افرادي كه خود را جنبش دانشجويي مي‌نامند اما در رابطه با آنچه بيداد مي‌ناميد ساكت مانده‌اند،‌ افزود: وظيفه ما به عنوان دانشجو اين است كه در برابر اين مسائل ساكت نمانيم، از اين رو مسوولان ما بايد تكليف و نسبت خود را با اسلام و اميرالمومنين(ع) مشخص كند؛ چرا كه تاكنون مالكيت شيعه در دنيا،‌ اين‌قدر كه امروز مطرح است، مطرح نبوده؛ اما متاسفانه بعضي با عملكردهاي خود، اين مالكيت را زير سوال مي‌برند.

در ادامه مراسم مجري اين برنامه اعلام كرد: از آنجا كه شهرام جزايري نتوانست به اين مراسم بيايد، نماينده ايشان پيام وي را به اين مراسم رساند.

سپس پيام نماديني از سوي جزايري خوانده شد كه در بخشهايي از آن آمده بود:

اي مردم جالب ايران!

اكنون كه به قدرت پروردگار و بهره‌گيري از افراد غافل در اينجا هستم خدا مي‌داند كه اين مدت مثل قرنها به من گذشته است. مي‌خواهم به اطلاعتان برسانم كه در اين مدت در هتل اوين بودم، حتي يكبار هم نتوانستم نماز را به جماعت بجا آورم و گاهي به مدت دو ماه نيز از خانواده‌ام دور بودم. بجاي قهوه به من چاي مي‌دادند وسرعت اينترنت نيز همواره پايين بود. بعضي‌ مرا متهم كردند كه من چت مي‌كردم اما خدا شاهد است كه سلول انفرادي براي من همچون دفتر كارم بود. ولي نبايد هيچگاه مايوس شويم، بخاطر همين من به چيزهاي خنده‌دار فكر كردم و خواستم در جلسات دادگاه شركت كنم و حتي پيشنهاد كردم كه دادگاه را جدي‌تر برگزار كنند تا حوصله‌ام سر نرود.

من از ايران نمي‌روم و هيچ‌جا را به ايران ترجيح نمي‌دهم و از همه شما دوستان متشكرم كه بدون هيچ چشمداشتي از من تقدير كرديد.

به گزارش ايسنا در پايان اين مراسم تنديس چهره ماندگار مفاسد اقتصادي از سوي مهدي بلوكات سخنگوي اتحاديه‌ انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه‌ها و اميرجليلي‌نژاد دبير جنبش عدالتخواه دانشجويي به نماينده شهرام جزايري اهدا شد.

هم‌چنين پلاكاردهايي با نوشته‌هايي چون « قوه قضاييه: اقتصاد را درست مي‌كنيم!، دولت: با مفسدان برخورد مي‌كنيم!... پيدا كنيد پرتقال فروش ‌را!»، «شهرام جون دوست داريم!، از طرف جمعي از طرفداران خروج سرمايه‌هاي اقتصادي»، ....و همچنين فرازهايي از نهج‌البلاغه و همچنين عكسي از شهرام جزايري ديده مي‌شد.

در ادامه‌ مراسم نيز برخي دانشجويان اشعاري را در رابطه با شهرام جزايري خواندند كه با تشويق حضار روبرو شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اسفند1385ساعت 10:51  توسط محمود صانعی  | 

صولت برد دستگاه قضایی باز فاجعه آفرید: فاجعه ای بس مهلک و مفتضح و یا به عبارت نیکو تر مضحکترین ره آورد دستگاه قضا.

کجاست علی«ع» تا ذوالفقار از نیام بر کشد و فرق غارتگران بیت المال را دو تا کند. آن روز که پس از گذران مدتها از مرخصی جزایری و خروج او از کشور رییس دستگاه منفعل قضا تازه به خود آمد که واویلتا غارتگر بیت المال در خارج از کشور آسوده روزگار به فراغت می گذارند - خجلت و سر افکندگی دستگاه قضا به روشنی آفتاب دیده می شد:

آفتاب آمد دلیل آفتاب گر دلیلت باید از وی رومتاب 

باید ندای وا اسلاما سر داد باید ندای عجل علی ظهورک سر داد که از دستگاه منفعل قضا دیگر هیچ بر نمی آید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 اسفند1385ساعت 11:55  توسط محمود صانعی  | 

باز هم محرمی دیگر در راه است و حزنی دیگر در پیش.

محرمها آمدند و رقتند اما گویی کاروان عاشورا هنوز در گذر زمان در حرکت است چرا که حداوندگار عشق حود چنین سرود:

کل و یوم عاشورا و کل ارض کربلا

این بار را می خواهم از عاشورایی بگویم که باید برایش عاشوراها گرفت. این بار را می خواهم از غربت و ناشناحتگی راهی بگویم که هنوز بعد از گذار این همه عاشورا ناشناخته مانده است. این درد را از مکتبی می گویم که امروز شناسه ای جز نوحه و مرثیه از برایش نمی فهمیم و می رویم تا باز هروله کنان تنها شفاعتی از صاحب مکتبش بگیریم که صد البته کرمش جز این بر نمی تابد:

اما براستی آیا این همان راز و مرزیست که او خود فرمود: انا قتیل الابرات

این پرسشی است که جواب هزاران سئوال بی جواب است. ...........

 

+ نوشته شده در  شنبه 23 دی1385ساعت 11:14  توسط محمود صانعی  | 
+ نوشته شده در  شنبه 9 دی1385ساعت 11:42  توسط محمود صانعی  |